<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>The Lucksmith</title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/</link>
<description>اقبالگر (دیلماج سابق)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 13 Nov 2009 14:05:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title> منطق یا بی منطقی </title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://www.fallacydetective.com/download/logic_in_100_minutes_hi-res_image.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt;آیا استدلال، بهترین روش برای متقاعد کردن انسان هاست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ابتدا فکر می کردم که اینگونه باشد ولی خیلی زود متوجه شدم که ما بسیاری از مسائل را بدون استدلال می پذیریم. صرفا چون منطقی به نظر می رسد. مثلا به جملات زیر دقت کنید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2*2=4&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اب در دمای صد درجه بخار می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چوب از هر نوعی که باشد به دلیل چگالی کمترش روی اب شناور می ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید این جملات هر کدام در حیطه خود بدیهی ترین مسائلی باشند که تا به حال به انان برخورده اید ولی ایا هیچ کدام این جملات برای شما به صورت کاملا منطقی اثبات هم شده اند. ما با تجربه های بسیار ساده این مسائل را دریافته ایم و نیازی هم نداریم که کسی انها را به صورت علمی، با فرمول یا استدلال برای ما اثبات کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر عکس شاید مسائلی هم وجود داشته باشند که برای انها استدلالی وجود دارد ولی ما انها را نمی پذیریم. به مثال زیر توجه کنید. فرض کنید شخصی می خواهد از نقطه a  به نقطه b برود. بدیهی است که این شخص برای رسیدن به نقطه b  باید از میانه راه که می توان ان را نقطه c نامید عبور کند. حال فاصله c  تا bنیز خودش یک میانه ای دارد. بنابراین باز فرد باید یک دوم از مسیر باقی مانده را طی کند و این روند را می توان تا بی نهایت ادامه داد یعنی فرد باید بی نهایت تعداد از یک دوم مسیر باقی مانده را طی کند. بنابراین فرد هیچ گاه به نقطه b  نخواهد رسید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;A-------------------------C-------------------------B&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;B--------D----------C&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;B---E---D&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;B-F-E&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این استدلال در نگاه اول کاملا منطقی به نظر می رسد اما همه ما به تجربه دریافته ایم که اینگونه نیست و فرد به نقطه B  می رسد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته بنده با نوشتن این مقاله قصد ندارم بگویم که استدلال هیچ کاربردی ندارد بلکه خیلی ساده می خواهم بگویم که پافشاری بیش از حد بر روی منطق در اثبات پدیده ها یا نتیجه گرفتن از بحث ها خود می تواند نشانه نوعی بی منطقی باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 14:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عبور از مدار صفر درجه (2)</title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;عبور از مدارِ صفر درجه (۲)&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بخش دوم: سفر به جهنم سبز یا هتل ادیبی؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt;خداوندا..&lt;BR&gt;اگر روزی بشر گردی&lt;BR&gt;ز حال ما خبر گردی&lt;BR&gt;پشیمان میشوی از قصه خلقت ، از این بودن ، از این بدعت&lt;BR&gt;خداوندا..&lt;BR&gt;نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است&lt;BR&gt;چه زجری می کشد آنکس که انسان است&lt;BR&gt;و از احساس سرشار است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا به شهید ادیبی می گویند جهنم سبز. دوست دارم جواب این سوال را همین الان و اینجا بدهم. محل پادگان هیچ مشکلی نداره، پادگان در دامنه کوه قرار گرفته و هواش عالیه. سرسبزی هم علاوه بر تقویت روحیه به ادم انرژی مضاعف می ده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس چرا به شهید ادیبی می گویند جهنم سبز؟ جواب خیلی ساده است، چون پادگانه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پادگان به جایی می گویند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که در ان قانون نظامی حکم فرماست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دور تا دورش را حصار کشیدند، یا دیوار کشیدند، یا سیم خاردار کشیدند مثل یک زندان بزرگ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ادم های داخلش دو جورند: انهایی که دستور می دهند، انهایی که دستور می شنوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به محافظان پادگان می گویند دژبان: ادم های قلچماقی که درست دم در ورودی رفت و امد را کنترل می کنند و همیشه موقع ورود تمام وسایلی را که همراه داری با دقت چک می کنند (البته جسارت به همه دژبان ها نشود، ادم ها را همگی نمی شود به یک چوب زد)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پادگان به جایی می گویند که در ان باید حداقل هفده ساعت روز بیدار باشی و منظورم از بیدار یعنی ، تحت فرمان، نگهبان (که بعدا مفصل ان را تشریح خواهم کرد) یعنی تحت فشار روحی یا جسمی یا هر دو. یعنی مشغول صف جمع، آنکارد کردن تخت یا در بهترین حالت مطالعه دانستنی های ضروری سرباز&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی خواهم توی دلتان را خالی کنم اما پادگان ادیبی ویژگی هایی دیگری را هم داره که منحصر به فردند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مثلا دم غروب، شغال ها در دامنه کوه جوری زوزه می کشند انگار به ادم می خندند یا دارند ادم را مسخره می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ممکن است خیلی ها نظر متفاوتی را داشته باشند. به هر حال روحیات ادم ها متفاوت است و هر کسی به نوعی با واقعیت مواجه می شود. یکی درون گرا و منزوی است، دیگری برون گرا و اجتماعی. ولی این دقیقا همان چیزی است که در محیط نظامی نادیده گرفته می شود منظورم شخصیت ادم هاست. در نظام به ادم ها به صورت فله ای و ابزاری نگاه می کنند. یادمه بعدا که اموزشی تمام شد یکی از سوالات رایج در کلانتری یا پلیس پیشگیری این بود: اینجا کی راننده است؟ منظورشان از راننده هم این بود که چه کسی گواهینامه داره. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی خواهم یک طرفه به قاضی بروم چون همین جهنم سبز شاید به واسطه شرایط اقلیمی یکی از بهترین مکان ها برای خدمت سربازی باشه. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یادمه پشت در یکی از دستشویی های پادگان نوشته بود : ما اینجا خدمت نکردیم، صفا کردیم. در ضمن همین جهنم سبز به هتل ادیبی یا بهشت سبز هم شهرت داره. ولی اشتباه نکنید &lt;B&gt;ادیبی تو بین پادگان ها بهترین پادگانه اما باز هم پادگان پادگانه!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 15:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عبور از مدار صفر درجه (1)</title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;عبور از مدارِ صفر درجه (1)&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-----------------------------------------------------------------------------------&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چند نکته:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;1-   &lt;/B&gt;&lt;B&gt;من انچه را که بر من گذشت، انگونه که دیدم و شنیدم و دیگر دوستانم نیز تایید کردند برایتان می نویسم، ولی قضاوت با شماست &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;2-   &lt;/B&gt;&lt;B&gt;در نگارش این مقاله، گاهی اوقات، واقعیت ها به صورت بی پرده و صریح بیان شده که بابت ان از خوانندگان وبلاگ پوزش می خواهم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;3- به دلایل مختلف، سعی کرده ام از ذکر نام کامل همه افراد خودداری کنم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; -------------------------------------------------------&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بخش اول: چه بسیار تلخی باید تا پخته شود خامی.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/2a5xf1f.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من سربازی را به عنوان یک شغل انتخاب نکردم. تا ابد نیز این کار را نخواهم کرد چون پدرم سی سال تو ارتش خدمت کرده بود؛ برای همین خوب می دانستم که زندگی برای یک نظامی و خانواده اش چه معنایی دارد. اما خدمت سربازی، اجباری بود. به هر حال، خواهی نخواهی باید می رفتم. این بود که دفترچه را از نزدیک ترین مرکز پست گرفتم. اول بخش معافیت ها را با دقت مطالعه کردم تا ببینم یک جوری می تونم از شر این خدمت اجباری خلاص بشم یا نه. ولی افسوس! حتی یک بند از معافیت ها هم که به من بخورد پیدا نمی شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به ناچار دفترچه را تکمیل کردم. برای واکسیناسیون به یکی از مراکز بهداشتی هفده شهریور که از قضا مرکز وازکتومی هم هست مراجعه کردم. برای معالجه توسط پزشک عمومی هم به درمانگاهی نزدیک منزلمان. گواهی موقت لیسانس را نیز همراه چندین قطعه عکس 2*3 داخل پاکت گذاشتم و بعد ان را پست کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;ولی یادم نمی رود که بعدا زمانی که شب و نیمه شب به عنوان نگهبان پست می دادم با خودم می گفتم اگر برگردم عقب هرگز این پاکت را پست  نخواهم کرد و ای کاش دستم شکسته بود و این کار را نمی کردم.&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بگذریم، چند وقت بعد تاییدیه مدارک از میدان سپاه امد. تمام چیزهایی را که لازم نداشتند (مانند گواهی موقت لیسانس و عکس های اضافی) را پس فرستاده بودند. دقیقا یادم نیست که در این مرحله بود یا یک مرحله دیگر که تاریخ و کد محل اعزام را نیز به من گفتند. باید خودم را برای تاریخ اول اردیبهشت اماده می کردم. کد محل خدمت نیز 12 بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد از کلی پرس و جو، اخر سر فهمیدیم که پادگان اموزشی ما، شهید ادیبی مرزن آباده و باید در نیروی انتظامی خدمت کنم. ادرس پادگان هم خیلی سر راسته، جاده چالوس- بیست و پنج کیلومتر مانده به چالوس یک دو راهی هست که جاده فرعی ان به کلاردشت منتهی می شه. کمی که داخل جاده فرعی جلو می ریم به یک سربالایی با شیب تند بر می خوریم که بالاش پادگان شهید ادیبیه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما بگذارید از اصل موضوع غافل نشوم. برگردیم به روز اول اردیبهشت که ساعت شش صبح همگی در مرکز وظیفه عمومی داخل میدان سپاه جمع شده بودیم و با حالت چمباتمه، با دقت گوش می کردیم تا ببینیم محل اموزشی ما کجاست و تکلیفمان چیست. در اینجا بود که متوجه شدم که شجاعی، یکی از هم کلاسی های دوران دبیرستانم با من یک جا افتاده و هر دو باید در شهید ادیبی خدمت کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه بگم. ان روز صبح محل خدمت همه مشخص شد و قرار شد که مشمولان، فردا با استفاده از اتوبوس هایی که در ترمینال های غرب، شرق و جنوب برایشان فراهم شده به پادگان اموزشی خودشان بروند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به خانه برگشتم. فقط یک روز فرصت داشتم تا برای مسافرت به مقصدی که هرگز ان را ندیده بودم، زاد و توشه ای فراهم کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بخش دوم : سفر به جهنم سبز &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 19:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اجتناب ورزی در مقابل تسلط مداری </title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;Avoidance Vs Dominance&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt;اجتناب ورزی در برابر تسلط مداری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بخش اول&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ما همواره به کودکان خود یاد می دهیم که با  قیچی، چاقو یا فندک بازی نکنند، چون این جور چیزها خطرناک است. ولی به تدریج با افزایش &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:Oahw_6LMP1bVzM:http://www.clipartguide.com/_named_clipart_images/0511-0809-2414-5608_Businessman_Giving_the_A-Ok_Sign_clipart_image.jpg&quot; align=right border=0&gt;سن کودک و مهارت های وی، ما نه تنها او را منع نمی کنیم بلکه گاهی هم توصیه می کنیم که برای درست کردن کاردستی خود از قیچی یا فندک استفاده کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;حال در اینجا سوالی مطرح می شود: آیا با افزایش میزان مهارت و تسلط می توان ازادی افراد را افزایش داد، یا موارد وجود دارند که در هر صورت باید ممنوع باشند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تجربه نشان می دهد که انسان ها در واکنش به این سوال معمولا دو رویکرد متفاوت دارند. عده ای معمولا به &lt;B&gt;اجتناب &lt;/B&gt;تمایل دارند: &lt;I&gt;&lt;/I&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;چاقو در هر صورت خطرناک است، بزرگسالها هم گاهی دستان خود را ب&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:5j7IKz9yrnO-FM:http://www.clker.com/cliparts/7/0/1/f/12284235471892874034schoolfreeware_Stop_Sign.svg.hi.png&quot; align=left border=0&gt;ا ان می برند، بهتر است از ان استفاده نکنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;برخی نیز معتقدند به میزان افزایش تسلط و مهارت، افراد باید از ازادی های بیشتری برخوردار باشند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;چاقو می تواند خطرناک باشد اما به میزان افزایش مهارت، می توان از ان برای طیف وسیعی از کارها بهره جست. یک پزشک به علت تخصص و دانش خود حتی مجاز است از چاقو برای عمل جراحی و شکافتن بدن انسان نیز استفاده کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;البته استفاده از چاقو که مسئله پیش پا افتاده است ولی زمانی که همین سوال را درباره مواد مخدر، مشروبات الکلی، مخالفت های سیاسی، س.ک.س یا ... مطرح کنیم احتمالا گوش خیلی ها سوت می کشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نکته ای که باید مد نظر داشت این است که ادم ها مطلقا اجتناب ورز یا تسلط مدار نیستند بلکه این دو مقوله را باید دو سرِ یک طیف به هم پیوسته دانست. برخی تا حدی اجتناب ورزند و برخی خیلی اجتناب ورزند. شماری از مردم در مورد برخی مسائل تسلط مدار هستند در حالیکه در موارد دیگر به اجتناب پذیری گرایش دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;با یک مثال درباره ماده مخدر ماری جوانا مسئله تا حد زیادی روشن می شود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;کمی تسلط مدار: از ماری جوانا می توان برای مصارف پزشکی استفاده کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;خیلی تسلط مدار: دولت امریکا می تواند با قانونی کردن معامله ماری جوانا، بازار را از تسلط قاچاقچیان در اورد و علاوه بر کنترل دقیق معامله ها، سود سرشاری کسب کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مطلقا اجتناب ورز: طرح مسائل جنسی قبل از ازدواج مطلقا ممنوع. به قول &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;EM&gt;علی امینی، یکی از دوستان دوران دانشگاه،&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; هر کس حرفی بزند با پا می رویم تو دهنش.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اندکی اجتناب ورز: پسر و دختر قبل از ازدواج می توانند با نظارت بزرگترها و در حد معقول با یکدیگر رابطه داشته باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;******************************************&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بخش دوم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;حال که تا حدی با این دو مقوله اجتناب ورزی و تسلط مداری اشنا شدیم اجازه دهید نگاهی به مصادیق ان در اجتماع خودمان داشته باشیم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;* سگ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;اجتناب ورز:&lt;/FONT&gt; سگ از منظر دینی حیوان نجسی است. بنابراین تحت هر شرایط باید از نگهداری و حتی تماس با این حیوان اجتناب کرد. سگ های ولگرد را باید با استفاده از هر روش ممکن از سطح شهر جمع کرد یا انها را با سم کشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;تسلط مدار:&lt;/FONT&gt; گرچه سگ از نگاه دین، نجس است، این حیوان از شامه ای قوی برخوردار است و می توان از ان برای ردیابی مواد مخدر یا پیدا کردن مواد اتش زا استفاده کرد. سگ های پلیس یا سگ های اتش نشان نمونه های موفقی هستند که در انها از سگ برای خدمت به انسان بهره گیری شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;* مواد مخدر یا مشروب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اجتناب ورز:&lt;/FONT&gt; تحت هر شرایط باید از انها پرهیز کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#3333ff&gt;تسلط مدار:&lt;/FONT&gt; گرچه اینگونه مواد، آثار اعتیاد اور دارند ولی با اطلاع رسانی و نظارت دقیق می توان انها را برای مصارف پزشکی و درمانی به کار برد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;* روابط جنسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0066&gt;اجتناب ورز:&lt;/FONT&gt; هر گونه رابطه جنسی فقط در چارچوب ازدواج قابل تعریف است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt;تسلط مدار:&lt;/FONT&gt; گرچه ازدواج ظاهرا معقول ترین راه برای پاسخگویی به نیاز جنسی است ولی امروزه، فرهنگ های مختلف رویه های کاملا متفاوتی را درباره این مقوله اتخاذ کرده اند. بعلاوه اجتناب از طرح مسائل جنسی بدین معنا نیست که ما با انواع انحرافات جنسی در جامعه مواجه نیستیم. بنابراین اندکی اموزش و آزادی عمل می تواند به واکسینه کردن بسیاری از اقشار جامعه در مقابل اثار ناگوار این مسئله مانند بیماری های مقاربتی، حاملگی ناخواسته، خیانت در زناشویی، ناتوانی جنسی ... کمک کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;با همین سه مثال نیز به اسانی می توان دریافت که به طور کلی حقیقت باوری و بویژه تعصب دینی با اجتناب ورزی پیوندی ناگسستنی دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;Religion of any kind is inextricably intertwined with Avoidance.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اعتقاد به اینکه حقیقت واحدی وجود دارد باعث شده است تا ما دچار نوعی جمود فکری شویم و از بررسی علمی مسائل و طرح فرضیه های جدید ( ولو مغایر با اعتقادهایمان ) خودداری کنیم. ولی باید توجه داشت که انسان همیشه تشنه یافتن حقیقت است. اگر ما درهای کاوش را به روی خود ببندیم عده ای دیگر قطعا این کار را برای ما خواهند کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;واکاوی شخصیت الف .ح به عنوان یک شخصیت اجتناب ورز پیچیده:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:Kdul0H2-zq4-GM:http://www.costa-rican-real-estate.com/wp-content/gallery/article-images/head-silhouette-with-question-mark.png&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;الف. ح در دیدگاه های خود به شدت عقل گرا و منطقی است به طوریکه حتی به عنوان شغل خود نیز به برنامه نویسی رایانه ای روی اورده است. وی قصد دارد پس از طرح هر گونه بحثی یک نتیجه منطقی بگیرد و شاهد مثال اوردن برای وی به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. الف.ح کاملا مخالف دین است چون به نظر او دین از نظر عقلی هیچ توجیهی ندارد. با این حال، ما شاهد ان هستیم که الف.ح به موازات زندگی منطقی خود یک زندگی عاشقانه را در پیش گرفته است که با هیچ موازین عقلی سازگار نیست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تحلیل: الف. ح گرچه ظاهرا بسیار عاقل و تسلط مدار به نظر می رسد خود را به چارچوبی به نام استدلال محدود کرده است و در اینکه &quot; چیزهای مغایر با عقل یا داستان گونه anecdotal را قبول ندارم&quot; مطلقا اجتناب ورز است. این عقل گرایی محض وی را دچار خلاء عاطقی شدیدی کرده که خود را به صورت عشق غیر منطقی infatuation به یک دختر نشان می دهد&lt;/FONT&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 15:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> مباحث ترجمه (2)</title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>&lt;P dir=ltr align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;Excuse my indecency, but the subject is just interesting!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;گستاخیم را ببخشید ولی موضوع فقط برایم جالب است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;زبان فارسی برایم حیرت اور است. فقط یک لحظه بدین موضوع فکر کنید که چه تعداد از فعلها در زبان فارسی از ترکیب  صفت و اسم با افعالی مانند &quot; کردن، دادن،  خوردن، بردن و زدن &quot; ساخته می شود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;باز کردن، دارز کردن، درست کردن، خراب کردن، اشکار کردن، تلاش کردن، زیر و رو کردن، گول زدن، دست دادن، سرما خوردن، تاب خوردن و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;حال نمونه های انگلیسی را مقایسه کنید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;EM&gt;open. extend. fix. ruin. reveal, try, ransack. deceive. shake hands. catch a cold. swing&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;گویی در انگاره ما ایرانی ها همه چیز به نوعی در &quot; کردن&quot;، &quot;دادن&quot;، &quot;خوردن&quot; و &quot;بردن&quot; و &quot;زدن &quot; خلاصه می شود! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;سایر کارها نیز بسط یافته یا تعمیم همین کارها هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;زبان ما مشغله ذهنیمان را فاش می گوید ولی زمانی که پای اذعان به میان می اید، هرگز! یا به قول برخی دوستان اخوی &quot; هیهات من الذله&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 18:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امان از سیستم immobilizer  ريو </title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;دزدگير هم دزدگير هاي قديم&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;THE IMMOBILIZER THAT IMMOBOLIZED ME &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;چند وقتي بود به مشکل عجيبي برخورده بوديم که به هيچ نوعي حل نمي شد. قضيه از اين قرار بود که خودروي ريويي که بتازگي از نمايندگي تحويل گرفته بوديم و فقط دو هزار کيلومتر کار کرده بود ناگهان خراب شد. خرابي هم بدين شکل بود که گاهي و تاکيد مي کنم فقط گاهي از اوقات هر چه استارت مي زديم روشن نمي شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اقا هر کاري بگيد کرديم. ماشين سه بار براي تعميرات به نمايندگي هاي مجاز سايپا منتقل شد. همه قطعه را از پمپ بنزين گرفته تا باطري و ... بازديد و حتي تعويض کردند ولي مشکل همچنان پابرجا بود.ژ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا انکه اخر متوجه شديم که مشکل از يکي از سوئيچ هاي ماشين است. بدين شکل که ظاهرا سيستم ضد سرقت ريو با استفاده از کدي که بر روي سوئيچ وجود دارد عمل مي کند و کد مربوط به سوئيچ يدک ماشين خراب شده بود. به همين دليل بود که هر بار با سوئيچ اصلي استارت مي زديم ماشين روشن مي شد و مشکلي پيش نمي امد اما زماني که از سوئيچ يدک استفاده مي کرديم ماشين روشن نمي شد يا انکه پس از روشن شدن و رسيدن دور موتور به هزار ناگهان خاموش مي شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين را نوشتم که اگر شما هم احيانا به مشکل مشابهي برخورديد بدانيد که مشکل از سيستم IMMOBILIZER يا سوئيچ خودروي شما است و کافي است تا مراجعه به نمايندگي براي تعويض سوئيچ معيوب اقدام کنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه امان از اين سيستم هاي ضد سرقتي که حتي صاحب خودرو را هم دزد مي داند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://jarchy.files.wordpress.com/2008/09/rio_1w1.jpg?w=282&amp;h=156&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 16:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوروزتان مبارک</title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:xU-Aiu_jmGMzRM:http://www.mooseyscountrygarden.com/chelsea-flower-show/rhs-chelsea-flower-show.jpg&quot; align=left border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال نو بر همه هم وطنان عزیز و تمامی بازدیدکنندگان وبلاگ دیلماج مبارک باد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر روزتان نوروز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوروزتان پیروز &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 12:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی شما یک پدیده تصادفی نیست</title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#3333cc&gt; &lt;STRONG&gt;یاد بحث های عقیدتی با ایجنت ، به خیر!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;زندگی شما یک پدیده تصادفی نیست&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بخش هایی از کتاب &quot;موفقیت در همه جا&quot; اثر نلسون بُسول:&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;فیزیکدان فرانسوی &quot; پیر لوکومت دونویی&quot; با دیدگاهی کاملا عملی استدلال می کند که انسان نمی تواند همین طور بر حسب اتفاق یا شانس به وجود امده باشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;دونویی برای اثبات نظرش در مورد &quot; تصادفی نبودن وجود انسان&quot; یک ازمایش نظری را مطرح می کند. او از ما می خواهد تا یک لوله ی ازمایش بسیار بلند و باریک را تصور کنیم که در ان هزار توپ سیاه کوچک بر روی هزار توپ سفید قرار گرفته و در یک خط چیده شده اند. حال اگر تکانی به لوله دهیم، نظم انها به هم می خورد. حال نکته جالبی که وجود دارد این است که اگر ما بخواهیم با تکان های تصادفی مجددا همان نظم اولیه را به این توپ ها بدهیم، به زمانی بیشتر از عمر فعلی زمین نیاز خواهیم داشت. و تازه این با در نظر گرفتن این است که شما بتوانید لوله را به گونه ای باور نکردنی، پانصد میلیارد بار در ثانیه تکان دهید!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;با این حساب، او از ما می خواهد تصور کنیم که چه مدت زمانی طول می کشد تا با جابه جا شدن تصادفی اتم ها، مولکول ها بوجود بیایند و مولکول ها نیز سلول ها را به وجود بیاورند و سلول ها هم به نحوی در کنار هم قرار بگیرند که حیات انسانی ان هم به شکل فعلی ان در جهان ممکن شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;همان طور که می دانید در ساختار یک سلول زنده، چیزی در حدود صد میلیون مولکول وجود دارد. در ضمن طبق علم احتمالات حداکثر دو یا سه مولکول می توانسته اند به صورت تصادفی در طول حیات کره زمین پدید امده باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;دونویی یکی از دانشمندان و فلاسفه شناخته شده و محبوب در جهان است. او می دید که بسیاری از مردم و از جمله دانشمندان بیش از حد به دنیای مادی اعتماد کرده و دین را کنار می گذارند. او این عملکرد را ناشی از برداشتی سطحی و ناقص از علوم تجربی می دانست و همین باعث شد تا کتابی را به نام &quot; سرنوشت انسان&quot; بنویسد و در ان از طریق علمی وجود یک خالق را اثبات کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;متاسفانه عده ای از مردم اصلا اهمیتی به این موضوع نمی دهند که بدون وجود و نظارت یک هوش برتر(یک خالق) وجود این جهان و کل هستی موجود در ان کاملا بی معناست و همان طور که دونویی می گوید:&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;وقتی عده ای بدون داشتن درک عمیقی از قوانین فیزیکی، انها را در راه اثبات &quot; الحاد&quot; به کار می برند، این خود انان هستند که غیر علمی و خرافاتی عمل کرده اند. خلاصه باید بگویم، انها به قوانینی علمی اعتقاد دارند که این قانون ها اصلا وجود خارجی ندارند!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشت:&lt;/STRONG&gt; ای کاش اثبات عدالت خداوند هم به همین سادگی بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;همیشه هضم دو نکته کلاس استاد طیب( معارف دو) در دانشگاه برایم دشوار بود. اولی اینکه چگونه اراده انسان در تعارض با اراده خداوند قرار نمی گیره و دوم اینکه خیلی سخته که بپذیرم چون خدا صلاح بندگانش را می داند ما بنده ها دیگر نباید دعا کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Jan 2009 16:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زن در امریکا، ایران و عربستان </title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;زن در امریکا، ایران و عربستان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۱ - اگر يک زن سيگار بکشد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا به او مي گويند: زنيکه سيگاري&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران به او مي گويند : زنيکه معتاد فاحشه خياباني لجن!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و در عربستان او را سنگسار مي کنند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- اگر يک زن براي برابري حقوق زن و مرد تلاش کند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا به او مي گويند : فمنيست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران به او مي گويند :تهمينه ميلاني&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و در عربستان او را سنگسار مي کنند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;3- اگر يک زن مورد تجاوز قرار بگيرد :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا او را به آسايشگاه رواني مي برند تا او را به زندگي اجتماعي باز گردانند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران او را به آسايشگاه رواني مي برند و او در آنجا خودکشي مي کند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و در عربستان او را سنگسار مي کنند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;4- اگر جسد زني در يکي از ميدان هاي شهر و درون يک کيسه پلاستيکي پيدا شود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا : احتمالاً او يک زن خياباني و بي خانمان بوده.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران:احتمالاً شوهر غيرتي اش او را کشته&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشي از سنگسار به قتل رسيده است!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;5-زنان:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا اجازه دارند در پزشکي ، حقوق ، مهندسي و … تحصيل نمايند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران اجازه دارند در پزشکي ، حقوق ، مهندسي و …. به شرط تفکيک جنسيتي تحصيل نمايند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در عربستان اجازه دارند از بين بي سوادي و سنگسار يکي را برگزينند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;6-&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا: مادر و پدر مسئول نگه داري و تربيت و بزرگ کردن فرزندان هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران: مادر مسئول نگه داري و تربيت و بزرگ کردن فرزندان است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در عربستان:فرقي نمي کند که مادر مسئول چيست چون در هر صورت سنگسار مي گردد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;7- اگر زني بخواهد از شوهرش جدا شود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا:درخواست طلاق مي دهد و نيمي از سرمايه شوهرش به او ميرسد( زمان بين درخواست طلاق و اتمام مراحل قانوني:دو هفته)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران:در خواست طلاق مي دهد و در صورتي که هيچ ادعايي نسبت به نفقه و مهريه نداشته باشد ميتواند از همسرش جدا گردد(زمان بين درخواست طلاق و اتمام مراحل قانوني: 14 الي 15 سال!)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در عربستان:درخواست طلاق ميدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;8- يک دختر 18 ساله:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا نيازي به اجازه کسي براي انجام کارهايش ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران تنها براي دست شويي رفتن و تنفس نيازي به اجازه کسي ندارد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در عربستان اصولاً هيچ اجازه اي ندارد!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;9-تبريک ميگم شما پدر شديد. بچتون يه دختره&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا:Oh God Thanks&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران: خاک بر سرت حليمه! بازم دختر زاييدي؟!؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار يا زنده في القبر هذه الدختر!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;10-زني به شوهرش خيانت کرد….&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در امريکا: طلاق ….&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در ايران: فحش، کتک ، اسيد ، چاقو ، قتل ناموسي…..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در عربستان: به دليل دلخراش بودن صحنه ها از بيان آن عاجزيم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 15:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> پنجاه مزیت مرد بودن </title>
<link>http://mmmrrr.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=Zar size=5&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=5&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#3300cc size=4&gt;&lt;STRONG&gt;پنجاه مزيت مرد بودن&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#3300cc size=4&gt;!!!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;1. &lt;/FONT&gt;اسم هر جک و جونوري رو روي شما نميگذارند از قبيل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد ديگر که اينجا جاش نيست&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;2-&lt;/FONT&gt;در عروسي ميتونيد لباسي رو که بارها به تن کرديد رو دوباره بپوشيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;3-&lt;/FONT&gt;ميتونيد هر صد سال يه بار هم موهاتون رو شونه نکنيد و بعد بگيد مد روزه&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://akvis.com/img/examples/coloriage/gentleman/portrait-gentleman-bw.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;4-&lt;/FONT&gt;از ترس اينکه کسي سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قايم نميکنيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;5-&lt;/FONT&gt;مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;6- &lt;/FONT&gt;مدل لباس دختر شمسي خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نميکنه&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;7-&lt;/FONT&gt;در موقع استرس هيچوقت ناخنهاي خود را نميجويد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;8-&lt;/FONT&gt;هفته اي دو بار شکست عشقي نميخوريد&lt;FONT face=Zar&gt;!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;9-&lt;/FONT&gt;لازم نيست از &lt;FONT face=Zar&gt;18&lt;/FONT&gt; سالگي موهاي سرتون رو رنگ کنيد چون موهاي جوگندمي خيلي هم به شما ميآد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;10- &lt;/FONT&gt;فقط شما ميتونيد بريد استاديوم&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;11- &lt;/FONT&gt;خودتون پنچري ماشينتونو ميگيريد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;12-&lt;/FONT&gt;لازم نيست با قرار دادن انواع جکهاي هيدروليک و غير هيدروليک در پاشنه کفش قدتون رو افزايش بديد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;13- &lt;/FONT&gt;ميتونيد تمام روز بادوستانتون بريد کوه و وقتي برميگرديد خونه براي خانمتون تعريف کنيد که چه روز پرکاري داشتيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;14- &lt;/FONT&gt;موقع خواستگاري به هيچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سيني چاي نيستيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;15- &lt;/FONT&gt;از ديدن کله پاچه دچار تشنج نميشيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;16- &lt;/FONT&gt;هيچ کس از اينکه دست پخت افتضاحي داريد به شما ايراد نميگيره&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;17- &lt;/FONT&gt;فقط شماييد که لذت تماشا کردن فوتبال يوونتوس&lt;FONT face=Zar&gt;- &lt;/FONT&gt;بارسلونا را با گزارش عادل فردوسي پور درک ميکنيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;18- &lt;/FONT&gt;فقط شماييد که ميتونيد لذت تکچرخ زدن با &lt;FONT face=Zar&gt;CG&lt;/FONT&gt; رو تجربه کنيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;19- &lt;/FONT&gt;ميتونيد با خط ريشتون بيش از &lt;FONT face=Zar&gt;12000&lt;/FONT&gt; اثر هنري خلق کنيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;20- &lt;/FONT&gt;به طلا و جواهرات ديگران در حالي که داريد از حسادت منفجر ميشيد نگاه نميکنيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;21- &lt;/FONT&gt;تو عروسي ها لازم نيست چند تن زنجير از خودتون آويزون کنيد که تازه ديگران ازتون بپرسند بدلييييييه ؟ &lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;22- &lt;/FONT&gt;سر سفره عقد لازم نيست بريد گل بچينيد و گلاب بياريد و نون بگيريد و اينا&lt;FONT face=Zar&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;23- &lt;/FONT&gt;در حالي که خواهرتون بايد بمونه خونه و آشپزي ياد بگيره شما ميريد بيرون و گل کوچيک بازي ميکنيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;24- &lt;/FONT&gt;لازم نيست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتيک ها و مراکز لاغري شهرتون رو حفظ باشيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;25- &lt;/FONT&gt;اگه تو خيابون تويوتا کمري جلوي پاتون نگه نداشت به راحتي سوار يه پيکان ميشيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;26- &lt;/FONT&gt;لازم نيست هميشه جاي جورابهاي همسرتون رو حفظ باشيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;27- &lt;/FONT&gt;فقط شما ميتونيد سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسير کنيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;28- &lt;/FONT&gt;لازم نيست روزي چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سريالهاي بي سر و ته وطني رو تماشا کنيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;29- &lt;/FONT&gt;لازم نيست سالي يه بار زاويه دماغتون رو نسبت به افق تغيير بديد &lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;30- &lt;/FONT&gt;ميتونيد حتي تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طي کنيد و کسي اونجوري به شما نگاه نکنه&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;31- &lt;/FONT&gt;ميتونيد راحت رو صندلي هاي جلوي اتوبوس بشينيد و در عقب دود نخوريد&lt;FONT face=Zar&gt;(&lt;/FONT&gt;البته اين اتوبوس هاي &lt;FONT face=Zar&gt;BRT&lt;/FONT&gt;اين قضيه رو خرابش کرد&lt;FONT face=Zar&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;32- &lt;/FONT&gt;ميتونيد با شلوارک و رکابي راحت تا سر کوچه بريد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;33- &lt;/FONT&gt;خيالتون راحته که هرگز يک خواهر شوهر &lt;FONT face=Zar&gt;(&lt;/FONT&gt;و ايضا جاري&lt;FONT face=Zar&gt;) &lt;/FONT&gt;که مدام رو اعصابتون رزم آيش برقرار کنه نداريد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;34- &lt;/FONT&gt;لباسهاتون ظرف &lt;FONT face=Zar&gt;48&lt;/FONT&gt; ساعت دلتون رو نميزنه &lt;FONT face=Zar&gt;35- &lt;/FONT&gt;در زير گرماي نابود کننده تابستون خيلي راحت با يه آستين کوتاه مياييد بيرون&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;36- &lt;/FONT&gt;نيازي نداريد هر روز که از خواب پا ميشيد تا ساعت &lt;FONT face=Zar&gt;6&lt;/FONT&gt; بعدازظهر رو جلوي آيينه با خودتون ور بريد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;37- &lt;/FONT&gt;نيازي نيست سه چهارم عمرتون رو توي کلاسهاي آشپزي ،خياطي، گلدوزي، آموزش فال شيرموز و تقويت اعتماد به نفس در &lt;FONT face=Zar&gt;3/0&lt;/FONT&gt; ثانيه بگذرانيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;38- &lt;/FONT&gt;نيازي نيست داخل کيفتون به تعداد رنگهاي يک &lt;FONT face=Zar&gt;LCD&lt;/FONT&gt; لنز چشم داشته باشيد&lt;FONT face=Zar&gt;(&lt;/FONT&gt;رنگهاي &lt;FONT face=Zar&gt;LCD&lt;/FONT&gt; معمولا بالاي &lt;FONT face=Zar&gt;16&lt;/FONT&gt; ميليون ميباشد&lt;FONT face=Zar&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;39- &lt;/FONT&gt;اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبوديد هيچ اشکالي نداره&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;40- &lt;/FONT&gt;فقط شما ميفهميد که يک &lt;FONT face=Zar&gt;206&lt;/FONT&gt; اسپرت خفن چقدر زيباست&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;41- &lt;/FONT&gt;بدون اينکه کسي بهتون چيزي بگه ميتونيد ساعتها پلي استيشن بازي کنيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;42- &lt;/FONT&gt;با ديدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نميايند و جلوتون رژه نميروند&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;43- &lt;/FONT&gt;فرق &lt;FONT face=Zar&gt;CD&lt;/FONT&gt; رو با بشقاب ميوه خوري متوجه ميشيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;44- &lt;/FONT&gt;با يک سرماخوردگي سه ماه در &lt;FONT face=Zar&gt;CCU&lt;/FONT&gt; بيمارستان بستري نخواهيد شد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;45- &lt;/FONT&gt;ميتونيد يه جوک بامزه تعريف کنيد بدون اينکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخنديد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;46- &lt;/FONT&gt;روي در هيچ مغازه اي ننوشته اند که از پذيرفتن آقاياني که شئونات اسلامي را رعايت نکنند معذوريم&lt;FONT face=Zar&gt;(&lt;/FONT&gt;بس که محجوب هستند آخه&lt;FONT face=Zar&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;47- &lt;/FONT&gt;داشتن ريش پروفسوري از ويژگي هاي بسيار ممتاز است که مخصوص شما آقايان ميباشد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;48- &lt;/FONT&gt;فقط شما ميتونيد کت و شلوار بپوشيد و کروات بزنيد و کلي خوشتيپ بشيد&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Zar&gt;
&lt;P align=right&gt;49- &lt;/FONT&gt;بيش از &lt;FONT face=Zar&gt;60&lt;/FONT&gt; درصد رشته هاي مهندسي رو شما به خودتون اختصاص داديد&lt;FONT face=Zar&gt;(&lt;/FONT&gt;ديگه از اين با کلاس تر؟&lt;FONT face=Zar&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;50- &lt;/FONT&gt;و در نهايت اينکه ميتونيد تو خيابون از هر کس که دلتون خواست بپرسيد ساعت چنده؟&lt;FONT face=Zar&gt;! (&lt;/FONT&gt;اين يکي ديگه ته ويژگي بود&lt;FONT face=Zar size=5&gt;&lt;FONT size=2&gt;) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Dec 2008 07:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mmmrrr&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>mmmrrr</dc:creator>
<guid>http://mmmrrr.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
