تبليغاتX
The Lucksmith
 

تا چه حد با اصطلاحات نظامي اشنايي داريد؟

در زير بخشي از اصطلاحات مهم نظامي که در ترجمه متون انگليسي اغلب با انها مواجه مي شويم اورده شده اند. شناخت اين اصطلاحات مي تواند ما را در ترجمه روان تر و دقيق تر متون سياسي و نظامي ياري کند.

الف) درجه هاي نظامي

 
Commander in cheif فرمانده کل قوا
General of the army تيمسار
General ارتشبد
Lieutenant General سپهبد
Brigaider General سرتيپ

‍‍‍‍‍Colonel

سرهنگ
Lieutenant Colonel سرهنگ دوم
Major سرگرد
Captain سروان
1st Lieutenant ستوان يکم
2nd Lieutenant ستوان دوم
Seargent گروهبان
Corporal سرجوخه
private 1st class سرباز يکمي
Private سربازي
Major General سرلشگر

برخي ديگر از اصطلاحات خوب نظامي به شرح زير است:

قمقمه

canteen

کوله پشتي

knapsack

تيپ

Brigaide

جوخه

Squad

گروهان

Company

گردان

Battalion

سرنيزه

Bayonet

آر پي جي

Rocket propelled grenade

ج) تعداد دیگری از اصطلاحات نظامی + مخفف ها:

  غایب بدون مرخصی/ غایب غیر مجاز 

 AWOL (absent withoul leave)

 دانشکده افسری

OCS (officer candidate school) 

درجه دار-  که فرماندهی سایر درجه داران را بر عهده دارد           

noncommisioned officer   

درجه دار

 enlisted man

آرپی جی

RPG (Rocket propelled grenade)

مشمول، سرباز وظیفه

Conscript                 

 جنازه، فرد کشته شده در میدان نبرد

K.I.A  (killed in action)

 در اسرع وقت، هرچه سریعتر

ASAP (as soon as possible)

دسته

platoon

نوشته شده توسط The Lucksmith | لینک ثابت | موضوع:
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 13:15
با عرض پوزش. پستی که تحت عنوان "ترجمه جدید چهار" روی وبلاگ افتاده بود در حقیقت باید ثبت موقت میشد. ولی با دیدن این پست در وبلاگ بار دیگر از توانایی های خودم در ترجمه متون به وجد اومدم. اشتباه نکنید خود شیفته نیستم. بلکه ترجمه شیفته هستم.

به امید خدا بزودی با مقالات " مباحث ترجمه " در خدمت شما عزیزان خواهم بود.

فعلا سرم خیلی شلوغ است. باز هم معذرت. فعلا ادیوس

(راستی نظر روزیتا خوشگله هم ذیل این پست اضافه شده است)

نوشته شده توسط The Lucksmith | لینک ثابت | موضوع:
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 11:6
 

رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اين عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد
پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم،
غافل از اينكه براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست

 

نوشته شده توسط The Lucksmith | لینک ثابت | موضوع:
چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 18:45

Copyright © 2006-mmmrrr.blogfa.com® All Rights Reserved
This Template Designed By G
gsa