
تاکنون درباره عشق مطالب زیادی گفته شده است. نویسندگان و شاعران بسیاری در توصیف این حالت شگفت انگیز در انسان قلم فرسایی کرده اند. سخنرانان با به میان کشیدن عشق به وطن، عشق به دین، عشق به زن و ... در طول تاریخ چه جریان هایی را که به راه نینداخته اند. با این حال ماهیت واقعی این حس، هنوز بر بشر هویدا نیست.
ایا عشق را باید کارکرد هورمون های جنسی دانست یا حسی عاطفی، یا احیانا ترکیبی از این دو؟ ایا عشق واقعی همان عشق افلاطونی است که هیچ گاه جنبه جسمی ندارد یا آنکه عشق فقط زاده توهم بشر است و چیزی نیست مگر همان جنبه شهوانی و جسمانی.![]()
این سوال برای مدت ها ذهن من و بسیاری از کسانی را که با انها اشنا بوده ام به خود مشغول کرده است. ایا محکی را می توان یافت که عشق واقعی Love را از عشق ظاهری infatuation تفکیک کند.
خب از انجایی که من یک مترجم هستم، طبیعی است که اولین کاری که کردم مراجعه به فرهنگ لغت لانگمن کالچر بود تا بلکه با توسل به اختلاف معنای این دو واژه به تفاوت بین این دو مقوله نیز پی ببرم.
نتیجه جالب بود:
love= strong feeling of fondness for another person
عشق واقعی=حس قوی علاقه به شخصی دیگر
infatuation=strong,unreasonable but not long-lasting feeling of love
عشق ظاهری= حس قوی، غیر منطقی و ناپایدار علاقه به دیگری
با نگاهی ساده دریافتم که تفاوت عشق واقعی با سودا زدگی را فقط از یک راه می توان دریافت و ان محک زمان است. گذر زمان بخوبی مشخص می کند که فرد یا افراد تا چه اندازه در ادعای خود مبنی بر علاقه به دیگری صادقند. اما دوست دارم علاوه بر زمان، محک دیگری را نیز در اختیار شما قرار دهم.
محکی که من می گویم بسیار منطقی و ساده است و بسیاری از افراد با تجربه نیز با من هم عقیده اند که عشق انحصار گراست. عشق را نمی توان با صد نفر تقسیم کرد. شما نمی توانید عاشق صد نفر باشید. توجه داشته باشد علاقه با عشق فرق دارد. علاقه مندی به صد نفر امکان پذیر است اما عاشق صد نفر بودن یک دروغ بزرگ!
بنابرین پسری که ادعای علاقه به یک دختر را دارد اما به مرور زمان او را به فراموشی سپرده و غرق در مسائل دیگری مانند کار یا ارتباط با دوستان می شود را نمی توان عاشق واقعی قلمداد کرد.
بالطبع دختری که نسبت به پسری اظهار علاقه می کند، اما با هر پسر دیگری خوش و بش می کند و هر زمان به اقتضای منافع خود با کسی ارتباط برقرار می کند را نه عاشق می توان نامید و نه معشوق. حال قضاوت اینکه این دختر را چه می توان نامید با شما!
دوستی داشتم که می گفت نه خدایی هست. نه ادم از خودش اختیاری داره و هیچ مردی در زندگی به زن نیازی پیدا نمی کنه.
اما همین ادم شب و روز کابوس خدای خشمگینی را می دید که اونو می فرسته به جهنم.
معتقد بود ادما باید اونقدر پشت چراغ قرمز مخصوص عابرای پیاده وایسن تا چراغ سبز بشه، اونوقت از خط عبور کنند.
و در ضمن از همه ادمایی که من روی کره زمین می شناسم عاشق پیشه تره.
راستی شما هم از این دوستا دارین؟
فکر می کنم الان هم این دوست من سرگرم جمع کردن زباله ها از روی زمینه و معتقده اگر همه مردم زباله ها را توی سطل اشغال بریزند دیگر دنیا بهشت خواهد شد!
بازی ندای وظیفه چهار یک بازی رایانه ای در ژانر اول شخص تیرانداز است که توسط شرکت نرم افزاری
اینفینتی وارد تولید و توسط شرکت اکتیویژن تکثیر شده است . این بازی که چهارمین نسخه سری ندای وظیفه به شمار می رود اولین نسخه از این مجموعه است که از نبردهای جنگ جهانی دوم فاصله گرفته و کوشیده است تا فضای نبرد را در جنگ های امروزی ترسیم نماید. علاوه بر ان ، "ندای وظیفه: نبرد مدرن " همچنین اولین نسخه از مجموعه ندای وظیفه است که از سوی هیات رده بندی نرم افزارهای تفریحی امریکای شمالی برای سنین بالای هفده سال مناسب شناخته شده است. این بازی در فواصل ششم تا نهم نوامبر سال ۲۰۰۷ میلادی وارد بازارهای جهانی شد.
داستان این بازی در اینده نزدیکی صورت می گیرد که در ان کشورهای امریکا، اتحادیه اروپا، و وفاداران روسی به مبارزه با ملی گرایان افراطی روسیه و شورشیان خاورمیانه برمی خیزند. در این بازی برخی از وسایل نقلیه و سلاح های مدرن دنیای امروز نیز وجود دارند. راویان داستان یک تفنگدار امریکایی و یکی از ماموران هنگ ویژه نیروی هوایی انگلیس هستند و محل درگیری در کشورهایی چون روسیه، آذربایجان، خاورمیانه و ... واقع شده است.
بازی ندای وظیفه چهار علاوه بر دریافت تحسین وب سایت های بازی اینترنتی با استقبال گسترده هواداران بازی های اکشن در دنیا روبرو شده است.
تصاویر دیگری از فضاهای بازی:
![]()
![]()
حداقل رم مورد نیاز برای اجرای بازی هزار و بیست و چهار مگابایت است و ان را می توان با کارتهای گرافیک سری GForce 6600 به بالا اجرا نمود.
نظرهای دیلماج درباره این بازی: گرچه سری جدید ندای وظیفه دیگر شبیه سری قبلی خود نیست و نوستالژی بازی های جنگ جهانی دوم را ندارد، اما دست کمی از این بازی ها ندارد. ژانر بازی کماکان اول شخص اکشن است و کاپتان پرایس همچنان در بازی حضور دارد.
اما این بار عملیات پیشرفته نظامی با بالگردهای به روز و سلاحهای خودکار شما را کاملا در محیط جنگ های امروزی قرار می دهد.
به نظر من جذاب ترین مرحله این بازی را می توان مرحله اخر ان دانست. جایی که شما خالد الاسعد و پسر عمران زخایف را کشته اید و اکنون نوبت به خود عمران زخایف است.
اخر بازی خیلی قهرمانی است و تریپ فیلم های هالیوودی را دارد. شما روی زمین افتاده اید و دیگر دوستان شما به همراه کاپتان پرایس نیز به شدت زخمی شده اند. در این هنگام زخایف بر سر شما می اید تا کار را تمام کند. اما ناگهان بالگردهای ملی گرایان روسی مورد هدف قرار می گیرد و حواس زخایف پرت می شود. اینجاست که کاپتان پرایس یک قبضه سلاح کمری را روی زمین به سمت شما می سراند و این شما هستید که باید با شلیک گلوله به سمت زخایف کار را تمام کنید.
اگر شما هم در زمره کسانی هستید که علاقه وافری به تست های شخصیت و شناخت توانایی های خود در عرصه های شغلی دارند، لینک زیر می تواند برای شما جذاب باشد:
مهره مار چيست و چرا هر کسي که ان را در اختيار داشته باشد، سلطان قلب ها خواهد شد؟
فالِ رنگ با توجه به تاريخ تولدتان
همه لينک هاي بالا از سايت" انجمن روح شناسي" انتخاب شده اند، لينک اصلي اين سايت را در بخش پيوندهاي همين وبلاگ نيز قرار داده ام. اين سايت اطلاعات جذابي را درباره روح شناسي، ارتباط با ارواح، علوم غريبه و ... دارد و از همه علاقه مندان به علوم ماوراء الطبيعه دعوت مي کنم که از ان بازديد نمايند.
هر چه كوشيدم تا به دوري از شما دوستان عادت كنم نشد. بنابرين تصميم گرفتم تا به وبلاگ باز گردم و به همراه ساير دوستان امير حسين بهنام (كرم ابريشم) و مبارز راه روشنايي بار ديگر در وبلاگ ديلماج به مقاله نويسي بپردازم.
سال نو را به همه شما تبريك مي گويم و اميدوارم سالي توام با موفقيت و بهروزي داشته باشيد.
ديلماج




