ناخودآگاه ----------- حقیقتی انکار ناپذیر

اکنون بیش از صد سال از کشف ضمیر ناخودآگاه انسان توسط دکتر زیگموند فروید- پدر علم روانکاوی -می گذرد اما در جامعه ما هنوز اسم فروید را مترادف رواج ابتذال و آزادی های جنسی می دانند. دانشمندی که عمر خود را صرف تحقیق و تشریح ابعاد ناشناخته روان ادمی کرد از سوی برخی افراد ناآگاه " هرزه" و از سوی افرادی نادان تر که فقط منطق خود را قبول دارند" ژانگول" خطاب می شود.
متاسفانه ضعف مطالعاتی قشر دانشجوی جامعه ما سبب شده تا ما نه فقط در میان مردم عادی که در بین دانشجویان ادبیات انگلیسی نیز شاهد این نوع برخوردها باشیم.یکی از دوستان من که نه چندان دورتر از اینجا وبلاگی تاسیس کرده و عالم و آدم را به سخره می گیرد -گویی که خودش پیغمبر معصوم یا دانای کل است- چندی پیش دکتر علی شریعتی را دکتر شمپتک می نامید.
اما بگذارید از این نادانی ها بگذریم که این افراد قاصرند نه مقصر. که اگر غیر از کتب درسی خود دو جلد کتاب درباره مطالعات فروید یا اندیشه های دکتر شریعتی می خواندند دیگر هرگز انها را افرادی بی منطق و هرزه خطاب نمی کردند.
آنچه در زیر شاهد آن هستید ترجمه بخشی از کتاب " تکه چوبی از دریای کورتز" اثر "جان اشتاین بک" است.امید است که افراد روشن فکر و آزاد اندیش با خواندن این متن دریابند که تئوری تکامل داروین و بسیاری از فرضیه های دانشمندان غربی تا چه حد در جامعه ما محجور واقع شده اند
-------------------------------------------------
"The Log From The Sea of Cortez" by "John Stein Beck"
pages 97-100
we have thought often of this mass of sea-memory, or sea- thought, which lives deep in the mind.If one asks for a description of the unconcious, even the answer- symbol will usually be in terms of dark water into which the light decends only a short distance. And we have thought how the human fetus has, at one stage of its developement, vestigial gill-slits.If the gills are a component of the developing human, it is not unreasonable to suppose a parallel or concurrent mind or psyche developement. If there be a life memory strong enough to live its symbol in vestigial gills, the preponderantly aquatic symbols in the individual unconscious might well be indications of a group psyche- memory which is the foundation of the whole unconscious.And what things must be there, what monsters, what enemies, what fear of dark and pressure, and of prey! There are numbers of examples wherein even invertebrates seem to remember and to react to stimuli no longer violent enough to cause the reaction. Perhaps, next to that of the sea, the strongest memory in us is that of the moon. But the moon, the sea and the tide are one. Even now the tide establishes a measurable, although minute, weight differeantial. For instance the steamship Majestic loses about fifteen pound of its weight under a full moon. According to a theory of George Darwin(son of Charles Darwin), in pre-Cambrian times, more than a thousand million years ago, the tides were tremendous; and the weight differential would have been correspondingly large. The moon- pull must have been the most important single environmental factor of littoral animals. Displacement and body weight then must certainly have decreased and increased tremendously with the rotation and phases of the moon, particularly if the orbit was at that time elliptic.The sun's reinforcement was probably slighter relatively.
Consider, then, the effect of a decrease in pressure on gonads turgid with eggs or sperm, already most bursting and waiting the slighy extra pull to discharge. Now if we admit for the moment the potency of this tidal effect, we have only to add the concept of inherited psychic pattern we call "instinct" to get an inkling of the force of the lunar rythm so deeply rooted in marine animals and even in higher animals and in man.
---------------------------------------------------------------------------
این توده خاطرات یا اندیشه های دریایی که در اعماق ذهن جای گرفته اغلب ما را به تفکر واداشته است به نحوی که حتی برای ارائه تعریف ناخودآگاه- از نماد آب تیره رنگی استفاده می کنیم که نور نمی تواند چندان در آن نفوذ کند.و البته ممکن است گاهی به این مسئله نیز فکر کرده باشید که جنین انسان در مقطعی از تکامل خود عضوی آبشش گونه دارد که در مراحل بعدی از بین خواهد رفت.اگر بپذیریم که ابشش بخشی از بدن انسان رو به تکامل بوده آنگاه تصور شکل گیری روان یا ذهنی دریایی به موازات ذهن آگاه نیز امری بعید و غیرمنطقی نیست.
اگر نوعی حافظه تاریخی در ما وجود دارد که اثر خود را به صورت آبششهای نیمه کاره برجای گذاشته آنگاه این انبوه سمبل های دریایی که در ناخوداگاه هر فردی وجود دارد
می تواند نشانه خوبی از نوعی روان یا حافظه ای جمعی در انسانها باشد که زیر بنای ناخوداگاه فردی است.و چه عجایبی که در این روان نمی توان دید... غولهای بی شاخ و دم -دشمن- ترس از فشار و تاریکی و حتی بیم از طعمه شدن! در میان موجودات زنده بخصوص نرم تنان می توان نمونه هایی بسیاری را برشمرد که در ان محرکی که دیگر توانایی ایجاد واکنش را ندارد- عکس العمل موجود را برانگیخته است.
شاید بعد از دریا- این ماه باشد که بیشترین سهم را در حافظه تاریخی ما دارد. اما به نظر من ماه- دریا و جزر و مد همگی بخشی از یک واقعیتند.مد ایجاد شده در اب دریا حتی هم اکنون نیز منجر به ایجاد تفاوتی ظریف اما قابل اندازه گیری در وزن اشیاء می شود. به عنوان مثال به هنگام کامل شدن قرص ماه وزن کشتی مجستیک پانزده پوند کمتر می شود. بر اساس یکی از فرضیه های جرج داروین(پسر چارلز داروین) در زمان ماقبل تاریخ یعنی چیزی در حدود هزار میلیون سال پیش جزر و مد حاصل از ماه بسیار شدیدتر از الان بوده است.بنابرین جاذبه ماه یگانه فاکتور مهم زیستی در زندگی جانوران دریایی به شمار می رفته است. بنابرین در صورتی که مدار ماه به دور زمین در ان زمان بیضی شکل بوده باشد انگاه جابجایی و اختلاف(کاهش یا افزایش) وزن ناشی از جاذبه ماه در ان زمان بسیار شدیدتر از اکنون بوده است
حال کافی است تصور کنید که کاهش فشار آب دریا چه تاثیری بر غدد جنسی مملو از اسپرم یا تخمک جانوران دریایی-که فقط منتظر یک تحریک دیگر برای تخلیه شدن هستند - خواهد داشت. حال اگر ما این توانایی جذر و مد را بپذیریم انگاه کافی است الگوی روانی به ارث برده از پدرانمان یا همان غریزه را ضمیمه این موضوع کنیم تا دریابیم که دوره های کامل شدن ماه چه تاثیر عمیق و ماندگاری را در جانوران دریایی و حتی جانوران تکامل یافته تر و انسان برجای گذاشته است.