تبليغاتX
The Lucksmith




















The Lucksmith

اقبالگر (دیلماج سابق)

یونان

زنگ ناقوس میراث تاریخی و فرهنگی یونان همچنان در عرصه های گوناگون ادبی هنری و فلسفی کشورهای پیشرفته غربی طنین انداز است.

یونان کشوری متشکل از نقاط مرتفع کوهستانی و هزار و چهارصد جزیره - که بزرگترین آنها کریت است- در جنوبی ترین نقطه شبه جزیره بالکان قرار دارد.

یونان پس از جنگ جهانی دوم شاهد تحولات سریع اقتصادی و اجتماعی بوده است و صنعتهای دریانوردی و گردشگری از عوامل اصلی توسعه اقتصادی آن به شمار می روند.

یونان مدتها با نزدیکترین کشور همسایه خود ترکیه بر سر مناطق ارضی ایگین و نیز جزیره قبرس مناقشه داشته است اما زلزله های سال ۱۹۹۹ میلادی به هر دو کشور آسیب رساند و سبب شد تا آنها با ارسال گروه های امدادی بیش از گذشته به هم نزدیک شوند. بدین ترتیب مناقشات گذشته نیز کم رنگتر شد.

اکنون نیز با وجود پا برجا بودن اختلافات. یونان شدیدا از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت می کند و معتقد است که عضویت این کشور در اتحادیه سبب ثبات بیشتر منطقه شده و منافع مشترکی را برای هر دو کشور یونان و ترکیه به همراه خواهد داشت.

حزب دموکراسی نوین به رهبری کاستاس کارامانلیس که در سال ۲۰۰۴ میلادی با پیروزی انتخاباتی بر حزب سوسیالیست پساک به قدرت رسید همچنان حزب حاکم این کشور است. با این وجود. ناتوانی دولت در مهار آتش سوزیهای گسترده اخیر و مجازات عوامل آن سبب کاهش چشمگیر محبوبیت این حزب شده است

گفتنی است پیش از حزب دموکراسی نوین. پساک به مدت ده سال اداره امور کشور را بعهده داشته است اما ناتوانی این حزب در بهبود کیفیت زندگی مردم در برخی مناطق سرانجام در سال ۲۰۰۴ موجب شکست و کناره گیری آن از قدرت شد. 

 

نگاهی اجمالی به کشور یونان:

نام کامل: جمهوری یونان

جمعیت: یازده میلیون نفر( آمار ۲۰۰۵ سازمان ملل)

پایتخت: آتن

مساحت:  ۱۳۱۹۵۷ کیلومتر مربع

زبان اصلی: یونانی

آیین غالب:  مسیحیت

متوسط طول عمر: ۷۶ سال(مردان)- ۸۱ سال(زنان)

واحد پول: ۱ یورو

محصولات صادراتی: پارچه و سایر منسوجات- مواد غذایی و محصولات نفتی

دومین اینترنتی: gr .

کد مخابراتی بین المللی: 30+

علاقه مندان به اطلاعات بیشتر درباره این کشور می توانند به پروفایل یونان در سایت بی بی سی مراجعه نمایند

نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 17:21 توسط The Lucksmith| |

فناوری های وارداتی و انسان های بی ریشه

کمی به اطراف خود بنگرید. چند درصد از مظاهر تمدن مدرن و فناوریهای روز را که در همین اتاق خواب یا پذیرایی منزل می بینید متعلق به فرهنگ بومی ماست و پیش تر در غرب یا شرق جهان ساخته نشده است؟ تلویزیون- کامپیوتر-رادیو- آباژور- تلفن ...  متاسفانه  در این چند موردی که ذکر شد حتی اسامی ظاهری این تکنولوژیها هم خارجی است

یا به عنوان مثال عرصه نرم افزارهای رایانه ای را در نظر بگیرید. اکنون بسیاری از جوانان کشور ما خود را در زمینه برنامه های مختلف از فوتو شاپ گرفته تا برنامه نویسی به زبان ویژوال بیسیک صاحب رای و اندیشه می دانند. من از این دوستان خواهش می کنم صادقانه به سوالهای زیر پاسخ دهند:

۱-چند در صد از زبانهای برنامه نویسی یا نرم افزارهای مادر مثل فوتوشاپ توسط کارشناسان داخلی تولید شده اند؟

۲-سهم مهندسین ایرانی در تولید بازیهای کامپیوتری چقدر بوده است؟

۳-تا به حال چند برنامه رایانه ای در داخل  کشور تولید شده که نمونه مشابه آن را نتوان در بسته های نرم افزاری غرب پیدا کرد؟

و اکنون بتازگی عده ای هم پیدا شده اند که پا را از گلیم خود فراتر نهاده و می گویند آقا حیف این همه  فضا و کادر آموزشی زبده  نیست که صرف تعلیم رشته های بدرد نخور علوم انسانی شود. اصلا این رشته ادبیات انگلیسی یا فارسی به چه درد مردم می خوره؟  اینها که واسه مردم نه نون می شه نه آب !

غافل از اینکه مشکل اصلی ما همین ضعف در علوم انسانیست

طبق نتایج مقاله ای تحقیقاتی که همین اواخر در روزنامه همشهری به چاپ رسید ما شرقیها به ذهن تجربی خودمان بیشتر از ذهن منطقی بها می دهیم. این بدین معناست که ما معمولا چیزی را می پذیریم که با تجارب و احساسات گذشته ما همخوانی داشته باشد- هر چند ممکن است این ایده هیچ توجیه منطقی نداشته باشد. به این مثال توجه کنید:

ممکن است تا به حال بارها از قدیمی ترها و افراد مسن  فامیل شنیده باشید که اگر جایی زلزله اومده یا می آد  به علت  گناهان مردم و اهالی اون شهر یا کشوره.

خب من این موضوع را نه رد می کنم و نه تایید. اونچیزی که من می خوام بگم اینه که هیچ کسی( یا کمتر کسی) پیدا می شه که بگه این بدلیل تکان لایه های زیرین زمین بوده و احتمالا این منطقه روی گسل قرار گرفته. نه جانم! مردم تنها وقتی صحبت از گسل می کنند که بخواهند علت گرانی متراژ زمین یک منطقه را نسبت به منطقه دیگر توجیه کنند.

خب ادبیات و بیشتر شاخه های علوم انسانی درست همین جا را هدف گرفته است. ادبیات (حداقل ادبیات انگلیسی) از طریق ژانرهای گوناگون خود سعی دارد تجربه های جدیدی را در اختیار ما قرار داده و از این طریق دیدگاه ما را نسبت به بسیاری از مسائل تغییر دهد

به عنوان مثال همین استاد نیکخوی خودمان پس از دیدن فیلم Dead Poet Socitey روند کار خود را در کلاس تغییر داده و کلاسهای درس الانش بسیار متفاوت با کلاس های پیشین برگزار می شود.

یا یکی از دوستان بنده به نام احسان (که از قضای روزگار خیلی هم نسبت به ایشان ارادت داریم) به قدری از فیلم The Matrix متاثر شده که آثار این فیلم را می توان از شست پا تا فرق سر ایشان مشاهده کرد

من به این دوستان ضد ادبیاتی و ضد علوم انسانی توصیه ای می کنم و آن هم این است که کمی دقیقتر به اطراف خودشان نگاه کنند. آنوقت می بینند که:

با گذشت بیش از نیم قرن از ورود خودرو به کشور ما هنوز فرهنگ درست رانندگی وجود ندارد و رانندگان تاکسی درست وسط خیابان توقف کرده و مسافر سوار می کنند. یارو چنجر پانصد هزار تومانی روی ماشین نصب می کند اما از تعمیر درب خودرو خودداری می کند

والدین از جمله مادران دلسوز ایرانی چنان بچه های خود را وابسته بار می آورند که این فرزندان بد بخت حتی در سنین سی- چهل سالگی هم  توانایی لازم را برای تشکیل یک زندگی مستقل ندارند

تلفن که باید وسیله ای برای آسایش و رفاه بشر باشد به ابزاری برای وراجی  و شایعه پراکنی و اخیرا پخش و توزیع  فیلمهای  مبتذل بلوتوث در موبایلها مبدل شده است.

خیلی از کسانی که دیش و رسیور ماهوراه را در منزل خود نصب کرده اند نه تنها زبان انگلیسی/ فرانسه یا هیچ زبان خارجی دیگری را بلد نیستند بلکه همان زبان مادری خودشان را به زحمت صحبت می کنند

من که فکر نمی کنم این موارد ناشی از کمبود تکنولوژی و فناوریهای جدید از جمله وسیله ای برای صرفه جویی در مصرف آب باشه.

فرهنگ ما تمدن ساز نیست

و سرانجام به عنوان کلام آخر آن چیزی که سبب پیشرفت غرب در عرصه های گوناگون علمی شد این نبود که غرب تمامی مراکز علوم انسانی را تعطیل کرد و به رشته های مهندسی پرداخت بلکه برعکس رواج فرهنگ اومانیستی که بعد از قرون وسطی بتدریج  جای فرهنگ اسکولاستیک را گرفت و پیش از همه خود را در ادبیات و هنر مردم نشان داد غربیها را به جایگاه کنونی رسانده است

به قول ماکس وبر در میان کشورهای مسیحی هم پروتستان ها در عرصه فناوری  پیشرو هستند. ما باید قبل از همه فکری به حال فرهنگ فلک زده خود کنیم که نه تنها تمدن ساز نیست بلکه حتی این توانایی را ندارد که دانشجوی رشته ادبیات انگلیسی را بعد از چهار سال مطالعه این رشته در دانشگاه دست کم با اهداف این رشته آشنا سازد

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 13:35 توسط The Lucksmith| |

گلهای بی بته

نقدی بر مقاله" تکنوکشیسم " در وب سایت www.ourdigs.net

 

Tُhe old world is dead & the new world is powerless to be born

 

  توجه دوستان و بر و بچ وب لاگ  اوردیگز به مسائل روز و مقالات باصطلاح سارکستیک آنها که با رویکردی طنازانه نوشته می شود هم جای بسی خوشحالی است و هم مایه تاسف!

خوشحالی از این جهت که دوستان ما توانسته اند بخوبی نقاط ضعف فرهنگی جامعه ایران و بخصوص وب لاگها  را دریافته و آنها را به نمایش بگذارند اما تاسف من از آن است که این افراد بدون توجه به ریشه ها و خواستگاه های یک مسئله و تنها در قالب تمسخر و استهزاء به بررسی موضوع می پردازند

مقاله اخیر این دوستان  با عنوان " تکنو کشیسم" که به بررسی مسئله روحیه فناوری ستیزی و جزمیت در افراد می پردازد نمونه بارزی از مقالات اخیر این وب لاگ است که گرچه با قصد و انگیزه ای درست نوشته شده اما هرگز به مقصود خود دست نخواهد یافت.

این مقالات مصداق گلهایی را دارند که از بته های خود جدا شده و پشت ویترینهای گل فروشی یا در منزل افراد  دیر یا زود خواهند پوسید. اجازه دهید برای تبیین بیشتر موضوع به مسئله فناوری ستیزی در جامعه ایران بپردازم

همه ما کم و بیش مزه تلخ "فناوری ستیزی" را یا توسط والدین یا افراد دیگر چشیده ایم و تقریبا پذیرفته ایم که مرور زمان این مسائل را حل خواهد کرد. اما به راستی" فناوری ستیزی" یا به قول دوستان ما " تکنو کشیسم" چیست و ریشه های آن را در کجا باید جستجو کرد؟

تکنو کشیسم پیشینه ای طولانی نه تنها در جامعه ما بلکه در جوامع غربی  دارد و علت اصلی آن جهل انسانهاست.به عنوان مثال شماری از مردم قرن هجده اروپا نیز تصور می کردند که بنجامین فرنکلین با میله فلزی خود برق را از آسمان ها می دزدد. 

زیرا بشر همواره از مسائلی که درک آنها برایش دشوار بوده ترسیده و خواهد ترسید و در این میان برخی بسترهای فرهنگی جامعه ما نیز به این جهل دامن می زنند که برخی از انها به اختصار در زیر تشریح شده اند:

۱- دیانت: افراد بظاهر متدین همواره در زمره اولین کسانی بوده اند که به مخالفت با فناوریهای جدید پرداخته اند. به عنوان مثال همه ما این را از پدرانمان شنیده ایم که هنگامی که تلویزیون برای اولین بار به ایران آمد بسیار از خانواده های مذهبی بشدت آن را تحریم کردند و معتقد بودند که آوردن آن به خانه معادل آوردن نیمی از جهنم به منزل است اما اکنون با گذشت چند دهه از این ماجرا کمتر کسانی را  حتی در میان مذهبی ترین افراد می توان یافت که هنوز پایبند این عقیده باشند.

بعنوان نمونه ای دیگر می توان به ویدئو اشاره کرد. مصداق دیگری از فناوری که زمانی ضد دینی بحساب می آمد و الان سازمان حج و زیارت برای آموزش آداب و احکام حج از نوار VHS  استفاده می کند!

اما علت این مخالفت چیست؟

از زمان بعد از رنسانس مردم کشور ما همواره صنعت و فناوریهای جدید را بصورت کالایی وارداتی از غرب یا احیانا شرق وارد کشور خود کرده اند. بدیهی است که یک کالای خارجی بخشی از تمدن غرب به شمار رفته و بخشی از فرهنگ آن کشورها را نیز با خود به همراه دارد. مثلا ویدئو را در نظر بگیرید. خب وقتی کشورهای غربی پیش از ما به این فناوری دست یافته اند بدیهی است که اولین نوارهای ویدئویی ساخت همان کشورها و مبلغ فرهنگ آنها باشد که به طور قطع با فرهنگ مذهبی و سنتی ما سازگار نبوده و اصطکاک پیدا کند.اما همین نهادهای مذهبی پس از آن که به این فناوری اشراف پیدا کردند و توانستند از آن استفاده کنند دیگر نه تنها آن را تحریم نکرده بلکه خواستار توسعه آن می شوند.

متاسفانه این عقب ماندگی علمی  که ریشه در ایدئولوژی و نقصان علوم انسانی ما دارد به همه ابعاد جامعه ما تسری پیدا کرده است. تا جایی که افتخار دانشمندان ایرانی این شده که کالایی را که پیشتر در غرب تولید می شد اکنون در داخل تولید کنند. یک نمونه از این موارد برنامه ای رایانه ای موسوم به  گیم هاوس(Game House)  است که نه زاییده تفکر و خلاقیت ایرانی بلکه بسته ای توسعه یافته و ایرانیزه شده از یک برنامه خارجی است. همین مسئله را می توان در فارسی سازی بازیهای رایانه ای همچون مدال افتخار  -  ندای وظیفه و ... دید.

متاسفانه در مقاله ای با این ابعاد فرصت آن نیست تا این مسئله را دقیقا بشکافم اما همین قدر به اختصار بگویم که اومانیسم غربی یا تفکر انسان در خدمت انسان- فارغ از اینکه دیدگاه درستی است یا نه - یک مرحله از دیدگاه سنتی ما یعنی انسان برای خدا جلوتر است. و اگر ما بخواهیم با این ایدئولوژی به مبارزه بپردازیم باید با دیدگاهی نو که از دل اومانیسم برخاسته اما مخالف آن است و نقاط ضعف آن را می نمایاند به مبارزه با آن بپردازیم. برخی معتقدند که "روانکاوی" گزینه ای مناسب است که می توان بدین منظور از آن بهره جست.

۲- بی سوادی باسوادهای جامعه ما

نکته دیگری که به تکنو کشیسم در جامعه ما دامن زده ادبیات ضعیف و ناتوانی ما در آموزش و توسعه نیروهای انسانی است.اگر نویسندگان ما ( به عنوان مثال همین گردانندگان وب لاگ اوردیگز) توانایی آن را داشتند که تکنولوژیهای جدید را به مردم معرفی کرده و طرز استفاده از آن را به مردم یاد دهند و حتی از طریق رمان- شعر یا احیانا داستان کوتاه این فناوریها و طرز استفاده از آنها را در میان اقشار مختلف جامعه نهادینه کنند دیگر این مشکلات پیش نمی آمد.

اما متاسفانه وقتی کسی که چهار سال را در کلاسهای ادبیات و نقد ادبی سپری کرده و هنوز فرق مطالب سارکستیک را با توهین به عقاید مردم درک نمی کند دیگر از سایرین چه انتظاری می توان داشت.

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 18:35 توسط The Lucksmith| |

 

اطلاعات عمومی

لینکهای زیر برای کسانی است که به اطلاعات عمومی بخصوص در زمینه جغرافیا/ تاریخ و سیاست کشورهای مختلف علاقه مندند.

از بازدید کنندگان وب لاگ خواهشمندم در صورت آشنایی با وب سایتها یا وب لاگهای مفید آن را در نظر خواهی درج کنند تا با بروز ساختن وب لاگ دیلماج سایرین نیز از آن بهره مند شوند

با تشکر :  دیلماج

عناوین:

۱- سازمان ملل متحد

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%84%D9%84_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF

*آژانسهای سازمان ملل   http://www.greenfront.org/sazmanmelal.asp

*اعلامیه جهانی حقوق بشر:http://www.unhchr.ch/udhr/lang/prs.htm

۲- پایتخت کشورهای جهان:

http://www.bitc.ir/etelatomomi/danestaniha2/joghrafi/paitakhtha.aspx

۳- پروفایل کشورهای اروپایی در بی بی سی:

http://news.bbc.co.uk/2/hi/europe/country_profiles/

۴-پروفایل کشورهای آفریقایی در بی بی سی:

http://news.bbc.co.uk/2/hi/africa/country_profiles/

 ۵-  سازمان همکاری اقتصادی آسیا- اقیانوس آرام / مجمع اقتصادی آسیا - اقیانوس آرام(اپک) :

http://en.wikipedia.org/wiki/APEC

 www.apec.org  

 ۶- فهرست الفبایی عناوین سازمان های اقتصادی بین امللی و وب سایتهای آنها

http://www.mporg.ir/mvnt-poshtibani/mrkz-madarek/majale/negah/negah45/files/html-pages/fehrest-alephba1.htm

۷- وب سایتهای نهادها دستگاه ها و موسسات دولتی ایران

http://www.mporg.ir/mvnt-poshtibani/mrkz-madarek/majale/negah/negah45/files/html-pages/dastgahha.htm

۸- لیست کامل رهبران سیاسی دنیا

https://www.cia.gov/library/publications/world-leaders-1/index.html

نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 19:33 توسط The Lucksmith| |

جبر و اختیار

(بخش سوم )

بررسی فاز سومی که نه جبر است و نه اختیار

سرگرم مطالعه مقاله اختیار در ویکی پدیا بودم که به ایده جدیدی به نام "پرتیتیا سموت پادا" در آئین بودیسم برخوردم. بودیسم معتقد است که اعتقاد به هردوی جبر یا اختیار مطلق انسانی امری ابلهانه است.

طبق این ایده جهان شبکه ای از موجودات است که در آن حیات و وجود هر موجودی به تمامی موجودات دیگر وابسته است بدین معنا که همانطور که اعمال ما از علتهایی در جهان اطراف ما نشات می گیرد این اعمال درست بر همان علت ها تاثیر می گذارد(retrocausality)

این بدین معناست که رابطه علت و معلولی بین دلایل انجام یک کار و خود آن کار وجود ندارد. طبق این نظریه هر چیزی در جهان به این دلیل وجود دارد که چیزهای دیگر وجود دارند بنابرین "وجود" مسئله ای مجازی است.

اگر خوب دقت کرده باشید متوجه می شوید که در دنیای ترسیم شده در بودیسم نه جبر مطلق حاکم است و نه اختیار مطلق. بلکه حالت سومی مطرح است که در انگلیسی از ان با عناوینی چون

conditioned genesis یا dependent origination یاد می شود.

بدین ترتیب اعمال انسانی گرچه از دلایل مشخصی نشات می گیرد اما انسان باید با خودآگاه خود مراقب این اعمال باشد زیرا این عمل بر دلایل خود تاثیر می گذارد و می تواند به نحوی دیگر در دنیا بروز کند

دیلماج

 Dependent origination

The enlightenment (Bodhi) of the Buddha Gautama was simultaneously his liberation from suffering (dukkha) and his insight into the nature of the universe – particularly the nature of the lives of ‘sentient beings’ (principally humans and animals). What the Buddha awakened to (Bodhi means ‘to awaken’) was the truth of dependent origination.

This is the understanding that any phenomenon ‘exists’ only because of the ‘existence’ of other phenomena in an incredibly complex web of cause and effect covering time past, time present and time future. This concept of a web is symbolized by Indra's net, a multidimensional spider's web on which lies an infinite amount of dew drops or jewels, and in these are reflected the reflections of all the other drops of dew ad infinitum.

Stated in another way, everything depends on everything else. For example, a human being's existence in any given moment is dependent on the condition of everything else in the world (and indeed the universe) at that moment but, conversely, the condition of everything in the world in that moment depend in an equally significant way on the character and condition of that human being. Everything in the universe is interconnected through the web of cause and effect so that the whole and the parts are mutually interdependent. The character and condition of entities at any given time are intimately connected with the character and condition of all other entities that superficially may appear to be unconnected or unrelated.

Because all things are thus conditioned and transient (anicca), they have no real independent identity (anatta) so do not truly ‘exist’, though to ordinary minds this appears to be the case. All phenomena are therefore fundamentally insubstantial and ‘empty’ (sunya).

Wise human beings, who ‘see things as they are’ (yatha-bhuta-ñana-dassana), renounce attachment and clinging, transform the energy of desire into awareness and understanding, and eventually transcend the conditioned realm of form becoming Buddhas or Arhats.

نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 18:59 توسط The Lucksmith| |

جبر و اختیار (بخش دوم)

من آدم دگمی نیستم و می پذیرم که انسان در بسیاری از موارد حق انتخاب ندارد  و در عین حال قبول دارم که این موارد طیف وسیعی از محل تولد و والدین تا رنگ پوست انسانها را در بر می گیرد اما اینکه جماعتی بی مسئولیت که بدنبال توجیه نقایص و ضعفهای خود در زندگی هستند تمامی اعمال انسان را یکسره از سر جبر معرفی کنند برایم بسیار ناگوار است.

اما مسئله گالیله و اینکه ایده های جدید معمولا از طرف مردم مسخره می شوند باید بگویم که ایده هایی از این دست  اکثر اوقات حاصل پژوهش و مطالعات گسترده دانشمندان بوده و به مرور زمان نه تنها از ارزش و اهمیت آن کاسته نشده بلکه اهمیت آن فزونی می یابد. هندسه نا اقلیدسی- تئوری نسیبت انیشتین و بسیاری موارد دیگر در زمره این ایده ها قرار دارند.

اما  تئوری جبر طرح شده از سوی آژان همیشه غایب خودمان که آن هم به اذعان خودش خیلی پیشتر از او گفته بودند و هنوز با اقبال مردمی روبرو نشده به هیچ وجه در این زمره قرار ندارد.

رد تئوری جبر ترازویی به شیوه نوین

روشی که در اینجا بکار رفته با تمامی روشهای گذشته  متفاوت است و علت این است که اینبار بنده قصد اثبات اختیار مطلق  انسانی را ندارم (زیرا احتمال آن وجود دارد که غیر از جبر و اختیار گزینه سومی پیش روی انسانها باشد که در مقالات بعدی به تفصیل این را بررسی خواهم کرد) بلکه قصد دارم نقاط ضعف این تئوری را که سست بنیادی آن را نشان می دهد برملا کنم:

نقایص این تئوری:

۱- جناب آژان وقتی می گویید انسان مسائل را در ترازو می سنجد منظور شما دقیقا کدام بخش از روان انسانی است؟ ego را می گویید یا من نفسانی لکان که تنها با دستیابی انسان به زبان شکل می گیرد و ماهیتی مجازی دارد؟ روح را می گویید یا جسم یا احیانا ترکیبی از این دو؟ آیا منظورتان بخشی از ذهن انسان است در این صورت باید به تفصیل توضیح بدهید که این بخش از ذهن کجاست و این فرایند چگونه صورت می گیرد؟

۲- مسئله عذاب وجدان را چگونه توجیه می کنید؟

۳- با توجه به ایده جدید شما در مقابل قاتلین و جنایتکاران چه رویه ای را باید در پیش گرفت؟

۴-روند شکل گیری این ترازو چگونه است. به عبارت دیگر آیا این ترازو برای همه مردم یکسان است و تنها دلایل موید و مخالف و شمار آنها تفاوت دارد یا اینکه خود ترازو هم می تواند تفاوت داشته باشد؟ دلیل یکسانی یا تفاوت ترازو و نحوه شکل گیری آن را دقیقا توضیح دهید

 ۵-توصیه می کنم به این آدرس سری بزنی. در این سایت درباره حالت سومی که نه جبر است و نه اختیار توضیحاتی داده شده که بعدا به تفصیل آن را در مقاله ای به زبان فارسی تشریح خواهم کرد

http://en.wikipedia.org/wiki/Pratitya-samutpada

نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 17:31 توسط The Lucksmith| |

 

جبر یا اختیار

تصور بفرمایید در یک صبح زیبای تابستانی از در خانه خود خارج می شوید و شاد و شنگول راهی ایستگاه اتوبوس می شوید. البته امیدوارم شما از ان دسته کسانی نباشید که به این جمله انگلیسی معتقدند:    The one who laughs before seven shall cry before eleven

خب در ایستگاه اتوبوس سه نفر ایستاده اند که چهره هایشان کمی آشناست. نفر اول لاغر اندام و قد دراز است قیافه ای محزون و عینک فوتوکرومیک به چشم دارد. کمی آن طرف جوانی خوش بنیه با هیکل و جمجه ای بزرگتر روی صندلی ایستگاه نشسته است. ریش پروفسوری و عینک آفتابی ماتریکسی وی در همان نگاه اول جلب توجه می کند. شما کمی نزدیکتر می شوید و بر حسب عادت سلام کرده و می گویید :

روز بخیر دوستان. به نظر شما این یه روز فوق العاده نیست؟

اول هر دوی این افراد به شما زل می زنند. سپس هر کدام قاه قاه می زنند زیر خنده. حالا نخند کی بخند

شما که از این واکنش آنها شکه شده اید ابتدا یک کمی عقب می روید و احتمال می دهید که آنها کم داشته باشند اما بعد از چند دقیقه یکی از آنها به سمت دیگری بر می گردد و می گوید: می گه روز. ه ه ه

می گه روز . نمی بینه الان شبه!!!

خب این دقیقا اتفاقی است که برای یکی از پستهای بنده در وب لاگ اور دیگز افتاد. اصلا بگذارید از اول توضیح بدهم. جناب آژان آهنگر (دومین نفر در ایستگاه اتوبوس - برای اطلاعات بیشتر می توانید به وب لاگ ourdigs مراجعه کنید) یک روز صبح از خواب بلند شدند و متوجه شدند که دیگر هیچ اراده و اختیاری در کارهای خود ندارند بعد که خوب فکر کردند متوجه شدند که

هر انسانی یک ترازوی درونی دارد که قبل از انجام کاری- دلایل موید و مخالف آن کار را در ترازوی خود قرار داده و می بیند که باید ان کار را انجام بدهد یا نه. و چون دلایل ما چه بیرونی و چه درونی خارج از حیطه کنترل و انتخاب ما هستند پس ما انسانها موجوداتی مجبور هستیم.

خب قبل از اینکه من این تئوری را به صورتی کاملا منطقی رد کنم و به بررسی روانکاوانه اینگونه افراد و روحیه قدری آنها بپردازم ابتدا لازم است یک چیزی را به این آژان محترم گوشزد کنم:

تقریبا در تمامی جوامع مدنی امروز و حتی در طول تاریخ می توان نشانه هایی از قانون - مجازات - توصیه های اخلاقی و ... را یافت که معتقدند انسان در انجام کارهای خود از اراده و اختیار برخوردار بوده و درست همانطور که کارهای مثبت ارزش قدردانی و پاداش را دارند. کارهای منفی نیز باید با تنبیه یا مجازات پاسخ داده شوند.

جالب است که همین دوست من هنگامی که خانمی در وب لاگی به ایشان توهین میکند ناراحت می شوند یا اگر یکی دیگر از دوستان ایشان در کنکور فوق قبول شوند به ایشان تبریک می گویند یا این همیشه ورد زبانشان است که فلانی در کلاس نمایشنامه خانم چاووشیان بیییییییییست گرفته!

اگر جبر است و تو به جبر معتقدی پس در عمل هم باید آن را نشان بدهی جناب آژان. و اگر این طور نیست پس طرح این مسائل از سوی جناب عالی به منظور اهداف دیگری صورت گرفته که به وقت مقتضی به آن خواهم پرداخت.

خب در مقالات بعدی به صورت مفصل به این موضوع و مسائلی همچون خنده گرایی افراطی و ابتذال در مقالات اخیر ourdigs خواهم پرداخت

فعلا خداحافظ (دیلماج)

لوگوی دیلماج: (خنده نیکلسونی)

 

نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 17:15 توسط The Lucksmith| |

 

تقدیم به تمام کسانی که طرفدار آزادی بیانند

پنهان کردن دانه در زیر خاک حاصلی جز تبدیل کردن آن به درختی تنومند نخواهد داشت

هدف این وب لاگ چیست؟

وب لاگ وزین mmmrrr با هدف ارتقاء سطح دانش و آگاهی کاربران محترم نسبت به مسائل مهم روز ایران و جهان بوجود آمده است و به زودی خود شما شاهد نوع مقالات درج شده در آن خواهید بود.

اما در حال حاظر به اختصار به برخی از اهداف متعالی این وب لاگ اشاره می شود:

۱- بررسی و نقد وب لاگ غیر وزین ourdigs.net و اهداف پلید برخی از نویسندگان آن

۲- بررسی مسئله جبر و اختیار و تئوری جبری جناب ایجنت

 ۳- ارائه اخبار روز و درج مطالب علمی و جذاب

۴-ارائه داستانهای جذاب و خواندنی

امیدوارم بازدید کنندگان بهره کافی و وافی را از این وب لاگ ببرند

 

مدیر مسئول وب لاگ وزین mmmrrr

دیلماج

 این پایان کار تو خواهد بود جناب کلخوران

نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 12:22 توسط The Lucksmith| |


Design By : Night Skin