Avoidance Vs Dominance
اجتناب ورزی در برابر تسلط مداری
بخش اول
ما همواره به کودکان خود یاد می دهیم که با قیچی، چاقو یا فندک بازی نکنند، چون این جور چیزها خطرناک است. ولی به تدریج با افزایش
سن کودک و مهارت های وی، ما نه تنها او را منع نمی کنیم بلکه گاهی هم توصیه می کنیم که برای درست کردن کاردستی خود از قیچی یا فندک استفاده کند.
حال در اینجا سوالی مطرح می شود: آیا با افزایش میزان مهارت و تسلط می توان ازادی افراد را افزایش داد، یا موارد وجود دارند که در هر صورت باید ممنوع باشند؟
تجربه نشان می دهد که انسان ها در واکنش به این سوال معمولا دو رویکرد متفاوت دارند. عده ای معمولا به اجتناب تمایل دارند:
چاقو در هر صورت خطرناک است، بزرگسالها هم گاهی دستان خود را ب
ا ان می برند، بهتر است از ان استفاده نکنیم.
برخی نیز معتقدند به میزان افزایش تسلط و مهارت، افراد باید از ازادی های بیشتری برخوردار باشند:
چاقو می تواند خطرناک باشد اما به میزان افزایش مهارت، می توان از ان برای طیف وسیعی از کارها بهره جست. یک پزشک به علت تخصص و دانش خود حتی مجاز است از چاقو برای عمل جراحی و شکافتن بدن انسان نیز استفاده کند.
البته استفاده از چاقو که مسئله پیش پا افتاده است ولی زمانی که همین سوال را درباره مواد مخدر، مشروبات الکلی، مخالفت های سیاسی، س.ک.س یا ... مطرح کنیم احتمالا گوش خیلی ها سوت می کشد.
نکته ای که باید مد نظر داشت این است که ادم ها مطلقا اجتناب ورز یا تسلط مدار نیستند بلکه این دو مقوله را باید دو سرِ یک طیف به هم پیوسته دانست. برخی تا حدی اجتناب ورزند و برخی خیلی اجتناب ورزند. شماری از مردم در مورد برخی مسائل تسلط مدار هستند در حالیکه در موارد دیگر به اجتناب پذیری گرایش دارند.
با یک مثال درباره ماده مخدر ماری جوانا مسئله تا حد زیادی روشن می شود:
کمی تسلط مدار: از ماری جوانا می توان برای مصارف پزشکی استفاده کرد.
خیلی تسلط مدار: دولت امریکا می تواند با قانونی کردن معامله ماری جوانا، بازار را از تسلط قاچاقچیان در اورد و علاوه بر کنترل دقیق معامله ها، سود سرشاری کسب کند.
مطلقا اجتناب ورز: طرح مسائل جنسی قبل از ازدواج مطلقا ممنوع. به قول علی امینی، یکی از دوستان دوران دانشگاه، هر کس حرفی بزند با پا می رویم تو دهنش.
اندکی اجتناب ورز: پسر و دختر قبل از ازدواج می توانند با نظارت بزرگترها و در حد معقول با یکدیگر رابطه داشته باشند.
******************************************
بخش دوم
حال که تا حدی با این دو مقوله اجتناب ورزی و تسلط مداری اشنا شدیم اجازه دهید نگاهی به مصادیق ان در اجتماع خودمان داشته باشیم:
* سگ
اجتناب ورز: سگ از منظر دینی حیوان نجسی است. بنابراین تحت هر شرایط باید از نگهداری و حتی تماس با این حیوان اجتناب کرد. سگ های ولگرد را باید با استفاده از هر روش ممکن از سطح شهر جمع کرد یا انها را با سم کشت.
تسلط مدار: گرچه سگ از نگاه دین، نجس است، این حیوان از شامه ای قوی برخوردار است و می توان از ان برای ردیابی مواد مخدر یا پیدا کردن مواد اتش زا استفاده کرد. سگ های پلیس یا سگ های اتش نشان نمونه های موفقی هستند که در انها از سگ برای خدمت به انسان بهره گیری شده است.
* مواد مخدر یا مشروب
اجتناب ورز: تحت هر شرایط باید از انها پرهیز کرد.
تسلط مدار: گرچه اینگونه مواد، آثار اعتیاد اور دارند ولی با اطلاع رسانی و نظارت دقیق می توان انها را برای مصارف پزشکی و درمانی به کار برد.
* روابط جنسی
اجتناب ورز: هر گونه رابطه جنسی فقط در چارچوب ازدواج قابل تعریف است.
تسلط مدار: گرچه ازدواج ظاهرا معقول ترین راه برای پاسخگویی به نیاز جنسی است ولی امروزه، فرهنگ های مختلف رویه های کاملا متفاوتی را درباره این مقوله اتخاذ کرده اند. بعلاوه اجتناب از طرح مسائل جنسی بدین معنا نیست که ما با انواع انحرافات جنسی در جامعه مواجه نیستیم. بنابراین اندکی اموزش و آزادی عمل می تواند به واکسینه کردن بسیاری از اقشار جامعه در مقابل اثار ناگوار این مسئله مانند بیماری های مقاربتی، حاملگی ناخواسته، خیانت در زناشویی، ناتوانی جنسی ... کمک کند.
با همین سه مثال نیز به اسانی می توان دریافت که به طور کلی حقیقت باوری و بویژه تعصب دینی با اجتناب ورزی پیوندی ناگسستنی دارند.
Religion of any kind is inextricably intertwined with Avoidance.
اعتقاد به اینکه حقیقت واحدی وجود دارد باعث شده است تا ما دچار نوعی جمود فکری شویم و از بررسی علمی مسائل و طرح فرضیه های جدید ( ولو مغایر با اعتقادهایمان ) خودداری کنیم. ولی باید توجه داشت که انسان همیشه تشنه یافتن حقیقت است. اگر ما درهای کاوش را به روی خود ببندیم عده ای دیگر قطعا این کار را برای ما خواهند کرد.
واکاوی شخصیت الف .ح به عنوان یک شخصیت اجتناب ورز پیچیده:

الف. ح در دیدگاه های خود به شدت عقل گرا و منطقی است به طوریکه حتی به عنوان شغل خود نیز به برنامه نویسی رایانه ای روی اورده است. وی قصد دارد پس از طرح هر گونه بحثی یک نتیجه منطقی بگیرد و شاهد مثال اوردن برای وی به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. الف.ح کاملا مخالف دین است چون به نظر او دین از نظر عقلی هیچ توجیهی ندارد. با این حال، ما شاهد ان هستیم که الف.ح به موازات زندگی منطقی خود یک زندگی عاشقانه را در پیش گرفته است که با هیچ موازین عقلی سازگار نیست.
تحلیل: الف. ح گرچه ظاهرا بسیار عاقل و تسلط مدار به نظر می رسد خود را به چارچوبی به نام استدلال محدود کرده است و در اینکه " چیزهای مغایر با عقل یا داستان گونه anecdotal را قبول ندارم" مطلقا اجتناب ورز است. این عقل گرایی محض وی را دچار خلاء عاطقی شدیدی کرده که خود را به صورت عشق غیر منطقی infatuation به یک دختر نشان می دهد.